
نامه ای به حاج احمد متوسلیان !!!
سه شنبه 95/12/03
احمد جان؛ در روز های اخیرخبر هایی مبنی بر زنده بودن و اسارت تان در بند دژخیمان صهیونیستی؛ قلوب مستضعفین جهان را مجددا به تپش انداخته…گویی که ندایی از جبراییل آسمانی نجوای امید به رجعتتان داده، به بازگشت کسی که شاید داروی درمان بسیاری از نسیان های این روز هایمان باشد…
در سال هایی که گرد مرگ بر بسیاری از دل ها پاشیده شده، رجعت شاهدی از جنس شهدا، صیغلی میتواند باشد بر این قلوب خسته…
این بار نه تابوت هایی شهید از فرزندان غریب متوسلیان، که بازگشت مردی از مردان اصحاب کهف، بعد از سال ها دوری از وطن، میتواند بند های اسارت را از چنگال نفوس اماره ای این دیار بگشاید.
حاج احمد!
میدانی 30 سال است همت هایی از جنس ابوحامد های افغانی ، احمد فیاض های حزب الله لبنانی، العامری های بدری عراق، حوثی های یمنی، سلمان های بحرینی، نمرهای قطیفی عربستان و زکزاکی های مظلوم آفریقا، منتظر بازگشت تان هستند؟! آن ها منتظرشنیدن رمز عملیاتی هستند که سال ها پیش وعده ی آن را دادید. فراموش نمیکنیم زمانی که عربده های مستانه ی اسراییل در اشغال خاک لبنان را شنیدید، به عده ای از حضرات سیاسی آن روز ها گفتید؛ “ما با اسراییل وارد جنگ خواهیم شد، و عملیاتمان را علیه آنان شروع خواهیم کرد. هرکس با ماست بسم الله، هر کس با ما نیست خداحافظ…”
بیا که آهنگران آن روز ها از بس برای لشگریانت خواند؛ “ای لشگر صاحب زمان آماده باش آماده باش…” موهایش سپید شد، بیا که طاقت شروع عملیاتی که وعده اش را دادی در این شب های ظلمانی بی پایان ، برایمان طاقت فرسا شده… حاجی بیا که امروز رفقایت در شامات و عراق، پنجه در پنجه ی حرامیانی از جنس حرمله ها منتظر بشارتی پیغمبری، از نوع جنگ بدرش هستند.
اصلا مگر نه این که خود خدا آیات و نشانه هایش را برای برهه های مختلف ذخیره میکند ؟ پس ای ذخیره ی این روزهای سخت ما! چرا هنوز در چاه کنعانیان بی وجدان گرفتار مانده..؟
حاجی بیا که رفقای دیروزت؛ آقا عزیز و حاج قاسم ، این روزها یک تنه در میدان دفاع از مظلومین منطقه، سنگرت را خالی نگذاشته اند، علمت را زمین نیداخته اند، نگاه تیزت به مستکبرین را کنار ننهاده اند، آن ها بیشتر از هر زمانی به احمد روزهای سرد کردستان نیاز دارند، به احمدی که کلید فتح الفتوح عملیات ها بود؛ “الی بیت المقدس” خرمشهر را میگویم…
حاجی شامات آخر الزمانی موعود، امروز نا آرام تر از هر زمانی، منتظر قدم های ثابت وعده داده شده است، قدم های فرماندهانی آخر الزمانی از جنس شما، از جنس حاج احمد متوسلیان، فرمانده ی تیپ 27 محمد رسول الله…
حاجی شنیده اید این روز ها در غیابتان، رزمنده ی دیروزتان، همدانی لشگر 27، با یاد شما و در دفاع از حرم عمه ی سادات پر کشید ورفت، امروز مصطفی صدر زاده هایی از جنس بچه های تیپ 27 آرام و زیبا خون افشانی میکنند این زمین ها را، مبادا بعد از بازگشتتان بگویید، مگر نبودند شیعیان عباس ابن علی، که حرم ها به دست داعشی های سعودی افتاد، حاجی فراموش نکردیم جملات تان را در شب عملیات فتح المبین؛ زمانی که فریاد زدید؛ تا ما هستیم امام تنها نخواهد ماند… بیا که این روزها سیدعلی در غربتی علی وار فریاد این عمار و این سلمان سر داده…
امروز بیشتر از هر روز و ساعت دیگری، علی به مالک اشترش محتاج است، مالک بیا که این سفر مصر، علی را از پا در می آورد، حاجی بیا که شب های حیدر، در نخلستان ها و میان چاه ها سپری میشود، بیا که علی زمان در این هفته ها زمزمه ی رفتن کرد، بیا که روزگار پیرکرده علی را و هنوز خیمه ی آخر صفین باقی مانده، بیا که خیبر ها در پیش روست، خرمشهر ها…ای کاش خورشید تو را آغاز کند برا فردایمان

خدااستاد ما را رحمت کند !!!
سه شنبه 95/12/03
خدا بعضی از استاد ها را خیر بدهد؛ یعنی خدا همه ی استاد ها را خیر بدهد اما بعضی هایشان هستند که انگار با همه ی وجود دلشان می خواهد چیزی را یاد دانشجوهایشان بدهند؛ هرچند حواس خیلی ها سر کلاس نیست؛ هرچند از “خسته نباشید” ها ی نیمه ی کلاس پی به بی انگیزگی عده ای می برند؛ هرچند بعضی نه خودکاری دارند و نه محض رضای خدا کاغذ باطله ای؛ ولی با وجود چنین شرایطی، بعضی از استادها، همه ی آرزویشان این است که یک نکته ی مهمی را یاد دانشجوهایشان بدهند؛ نکته ی مهمی که بالاخره یک روز به کارشان بیاید هرچند سر کلاس با هزار و یک بهانه، بی تفاوت از کنار آن نکته ی مهم گذشته باشند.
خدا توفیق شاگردی یکی از این دست استاد ها را به من داد. هر جا که هست خدا نگهدارش باشد. شاید درسی که می داد به نکته ای که امروز پس از چند سال یاد من افتاده هیچ ربطی نداشت ولی هرچه فکر می کنم، به جز همین نکته، یادم نمی آید که چه چیز دیگری از او آموختم؛ فقط یادم هست که درسش درس آسانی نبود؛ و شاید البته، بقیه ی آموخته هایم را هم در آینده و به مناسبت های مختلف دیگری به یاد بیاورم؛ تا خدا چه بخواهد.
یادم نیست که استادمان به چه دلیل این واقعه را برای ما تعریف کرد؛ البته شاید بعضی قبلا آن را شنیده بودند اما به گوش من یکی که آشنا نبود. استادمان این طور تعریف کرد:
“زمان رسول الله(ص) فردی بود از سران مشرکین؛ آزار و اذیت های او به قدری بود که بعد از فتح مکه که عفو عمومی شامل همه شد؛ این یک نفر، یکی از آن هایی بود که از این قاعده مستثنی شد. پیامبرفرمود که حتی اگر به پرده های کعبه هم آویزان شود، باز هم عفو شاملش نمی شود. این آدم ناحسابی همین که دید مکه به دست مسلمانان فتح شد، پا به فرار گذاشت. وسط های فرار بود که عثمان خود را به او رساند؛ گفت :"بیا که من وساطتت کنم، امروز روز گذشت است، پیامبر همه را بخشیده.” خلاصه عثمان او را بر گرداند؛ پیامبر در مسجد نشسته بود، در میان جمعی از اصحاب. عثمان و آن فرد وارد شدند؛ عثمان میانجی گری کرد و از پیامبر خواست که آن فرد را عفو کند. پیامبر قبول نکرد. عثمان اصرار کرد؛ یک عالمه اصرار کرد. همه منتظر بودند تا ببینند پیامبر چه می کند. و رسول الله (ص) سکوت کرد؛ یک سکوت طولانی، آن قدر طولانی که همه از این همه سکوت تعجب کردند. بعد پیامبر شاید با اشاره ی دست به آن دو گفت که بروند؛ یعنی باشد، عفو شامل او هم بشود.
بعد از رفتن آن دو، اصحاب از پیامبر پرسیدند:"یا رسول الله شما که عفو کردید؛ چه شد که قبلش این همه سکوت کردید؟” و پیامبر رو به آن ها کرد و گفت:” منتظر بودم یکی از شما، حکم خدا را در مورد او اجرا کند"”
تمام. جزئیات دقیقش را یادم نیست ولی پیدا کردنش کار سختی هم نیست. آن موقع استادمان نام آن فرد را هم گفت، من یادم نمانده بود؛ همین چند روز پیش گشتم و نامش را پیدا کردم؛ عبدالله بن سعد عبدالله.
خُب پیامبر صبر می کند؛ همه ی پیامبر ها صبر می کنند؛ امامان هم صبر می کنند؛ و نائبان آن ها هم به تبعیت از آن ها صبر می کنند. صبر می کنند تا معلوم شود که مردم چه می خواهند، برای خودشان؛ یعنی برای خود مردم معلوم شود که با خودشان چند چندند. تا مردم خودشان تصمیم بگیرندکه دستشان را به دست که می سپارند. همه سکوت کردند، یک نفر میانجی گری کرد، پیامبر صبر کرد و انگار مردم با یک غریبه دست دادند، تمام؛ عبدالله بن سعد عبدالله.
بعدها خواندم که همین فرد؛ در زمان خلیفه ی سوم، شد حاکم مصر. مردم از بی عدالتی هایش به عثمان شکایت کردند، او سر دسته ی شاکی ها را پیدا کرد و کشت و اوضاع را ازقبل هم بر مردم تنگ تر کرد. خُب مردم همین را می خواستند. اگر هم آن زمان نمی دانستند، بعد ها فهمیدند، فهمیدند که گاهی تاوان حواس پرتی سنگین است؛ مردم فهمیدند که باید زودتر از این ها می فهمیدند. اگر کسی بی موقع و بی جا؛ مثلا وسط یک جاده؛ آن هم بعد از یک پیج بخوابد خوب معلوم است که چه می شود. معلوم است که باید پای لرز بعد از خوردن خربزه بنشیند.
حالا چرا بعد از این همه مدت از استادی که سال ها بود فراموشش کرده بودم؛ چنین خاطره ای به یادم آمد را نمی دانم؛ فقط می دانم که گاهی دوروبر ما اتفاقاتی می افتد که به واسطه ی آن مغز آدمی می گردد و همه ی آن چه را که ممکن است با شرایط فعلی جور در بیاید، از لابلای قفسه های خاک گرفته ی ذهن پیدا می کند؛ پیدا می کند و مرور می کند، مرور می کند و فکر می کند؛ فکر می کند که گاهی اشتباهات آدم ها چه مانع دست و پاگیری ست؛ گاهی حواس پرتی آدم ها یک سد بزرگ می شود؛ سد بزرگی که راه همه ی نعمت ها را می بندد؛ اشتباهاتی که فضا را مه آلود می کند؛ فضای مه آلودی که در آن، همه هم را گم می کنند.خُب اگر یکی از اصحاب،آن روز در فاصله ی سکوت پیامبر تصمیم درستی می گرفت کار به جاهای باریک نمی کشید، ولی خواب آلودگی اصحاب، کار میدهد دست یک تاریخ. کاش که روز امتحان کسی چنین روزی نباشد؛ روزی که مجبور است تشخیص بدهد که در مدت سکوت پیامبر؛ یا امام و یا نائبش چه وظیفه ای دارد.
خلاصه استاد ما هر جا ی این کره ی خاکی که هست، خدا حافظ و نگه دارش باشد. به نظر مرد خوبی می آمد؛ مرد خوبی که استاد شد و استادی که آرزوهای بزرگی داشت. آرزو داشت که حرف هایش به درد دانشجوهایش بخورد؛ حتی به درد آن ها که در نیمه های کلاس با یک “خسته نباشید” بی هنگام، کلاس را به همهمه می کشانند؛ حتی آن ها که از اول تا آخر کلاس را چُرت می زنند و یا حتی آن ها که نه خودکاری دارند و نه محض رضای خدا کاغذ باطله ای.
خدا حافظ و نگه دار همه ی ما باشد؛ هم استاد ما که حرف های خوبی می زد و هم ما که حرف های خوبی در خاطره داریم.
منبع : مصاف

اهداف اسراییل از تعرض به مسجد الاقصی !!!
سه شنبه 95/12/03
اخبار حاکی از آن است که درگیری ها طی روزهای گذشته تشدید یافته و صدها تن از نمازگزاران فلسطینی مصدوم و تعدادی نیز دستگیر شده اند.بر طبق آخرین اخبار منتشر شده از سوی رسانه ها تعداد زخمی ها متجاوز از یکصد نفر بوده و تعداد قابل توجهی نیز توسط نیروهای امنیتی و پلیس رژیم جعلی صهیونیستی در این مکان مقدس بازداشت شده اند .
باید به این موضوع اندیشید و پاسخ داد که چه عواملی باعث شد تا رژیم صهیونیستی از دو روز پیش با حمله و تعرض به مکان مقدسی چون مسجد الاقصی که مورد توجه همه ادیان قرار دارد چنین جسارت بزرگی را در پیش روی مسلمانان جهان مرتکب شود و هدف اسرائیل از تهاجم گسترده و زخمی و مجروح کردن تعداد بیشماری از مسلمین در محل عبادتشان چیست ؟
بی تردید همزمان شدن آغاز سال جدید عبری یا یهودی در دو روز گذشته و اتفاقات رخ داده نشانگر توطئه ای علیه مسلمین و مقدس ترین مکان آنها به عنوان اولین قبله مسلمانان از سوی رژیم اشغالگر است .یقینا این مسئله با هدایت و حمایت پلیس رژیم جعلی صهیونیستی امکان پذیر شده تا شهرک نشینان یهودی با حمایت پلیس رژیم جعلی صهیونیستی بتوانند از یکی از درهای اصلی مسجد وارد این مکان مقدس شده و با حمایت پلیس اسرائیل با تیراندازی و پرتاب بمب های دود زا به سمت نمازگزاران فلسطینی موجب چنین بحرانی در دو روز گذشته شوند.
بی تردید یکی از عواملی که در آغاز این چالش در مسجد الاقصی تاثیر گذار بوده است و رژیم جعلی صهیونیستی بعد از سال 1967و پیروزی بر اعراب موفق شد بخش های وسیعی از خاک فلسطین را تحت اشغال خود درآورد، توجه به مسجد الاقصی و محقق شدن آرزوهای دور و دراز خود دارد .بی تردید یکی از اماکنی که تحت اشغال واقع شد بخش های عمده ای از مسجد الاقصی است که بسیار مورد احترام و توجه مسلمین و دیگر ادیان حتی یهودیان قرار دارد . سال 1969 درگیری های شدیدی در این منطقه به وقوع پیوست که بخش هایی از مسجد دچار آتش سوزی و سوختگی شد .
اما از سال 1969 تاکنون درگیری و مشکل خاصی به وقوع نپیوسته که بدین شکل با وقاحت و گستاخی به مسجد الاقصی یورش آورده شود .اما طی دو روز گذشته این درگیری ها اقدام بی سابقه ای بوده که متاسفانه با حمایت دولت رژیم جعلی صهیونیستی و آقای نتانیاهو شدت پیدا کرده و حتی برخی از تحلیلگران مسائل سرزمینهای اشغالی و منطقه بر این باور هستند که رژیم جعلی صهیونیستی به دنبال تقسیم مکانی و زمانی مسجد مقدس الاقصی است تا به لحاظ مکانی و زمانی یهودیان بتوانند بخش هایی از مسجد مقدس را در زمان های خاصی به اعمال عبادی خود اختصاص دهند که این موضوع مورد اعتراض مسلمانان قرار گرفته است چرا که مسجد الاقصی اولین قبله مسلمین بوده و مورد احترام مسلمین جهان قرار دارد .
متاسفانه رژیم اسرائیل طی سالهای اشغال که به دنبال یهودی سازی بیت المقدس و اماکن مقدسه آن بوده و حفاری هایی که در زیر اماکن مقدسه قبه الصخره و مسجد الاقصی در قدس داشته است به دنبال احیای معبد سلیمان و باقیمانده های تمدن قوم یهود در این اماکن است تا اماکن مسلمانان در فلسطین اشغالی به تدریج تخریب شود. لذا بالا گرفتن درگیری ها موجب واکنش های مختلفی در سرزمین های اشغالی و کشورهای اسلامی شده است به نحوی که کشورهای مختلفی تعرض و اقدام جنایتکارانه پلیس امنیتی و شهرک نشینان اسرائیلی را مجکوم نموده اند .
هر چند برخی از کشورهای عرب منطقه که از متحدین اصلی اسرائیل محسوب می شوند به صورت ظاهری به این اقدام اعتراض کردند اما به صورت رسانه ای نتوانستند در برابر چنین فاجعه و چنایتی سکوت نمایند به نحوی که رژیم های اردن و مصر که این روزها کاملا همسو و متحد اسرائیل به شمار می روند به این اقدام تجاوزکارانه واکنش نشان داده و آن را محکوم نموده اند.
بی تردید کشورهای اسلامی خصوصا سازمان کنفرانس اسلامی و کشورهای اسلامی باید در برابر چنین اقدامات بی شرمانه و تجاوزکارانه ای به اماکن مقدس و نمازگزارن آن موضع محکم شفاف و قاطعی اتخاذ نمایند.چرا که بی ارادگی ، ضعف و سکوت کشورهای مسلمان در برابر اینگونه اقدامات منتج به گستاخ شدن نیروهای رژیم صهیونیستی و شهر ک نشینان آن خواهد شد و اگر بعد از این جنایت عزم و اراده بین المللی برای مبارزه با اقدامات بی شرمانه و تعرض به اماکن مقدس توسط عوامل رژیم صهیونیستی به وجود نیاید باید منتظر اقدامات تلخ و ناگوارتر آینده باشیم .یقینا تصمیم گیری های شهرک نشینان که عموما مسلح هستند می تواند موجب افزایش بحران در مناطق اشغالی شود و می توان گفت آنها باید منتظر یک انتفاضه گسترده تر در سرزمین های اشغالی بود.
بی تردید همه مسلمانان و کشورهای آزاده در برابر چنین جنایت ها و فجایع انسانی مکلف بوده و باید در برابر اقدامات بی شرمانه اسرائیل ایستادگی نمایند تا با اتفاق نظر و اجماع آرای مسلمین اقدام گستاخانه اسرائیل محکوم شده و دیگر مردم فلسطین و سایر مسلمین شاهد فجایعی به دست اسرائیل نباشند تا روزی که شاهد نابودی و محو این غده سرطانی از دل زمین باشیم.

بیانات رهبر معظم انقلاب در ششمین کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین
سه شنبه 95/12/03
بِسمِ اللهِ الرّحمٰنِ الرَّحیم
الحمدلله ربّ العالمین و صلوات الله و تحیّاته علی سیّدالانام محمّدٍ المصطفی و آله الطّیّبین و صحبه المنتجبین
قال الله الحکیم فی الکتاب المبین:
«وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین»(۱) و قال عزّ مَن قائِل:
«فَلا تَهِنوا وَ تَدعوٓا اِلَى السَّلمِ وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ وَ اللَهُ مَعَکُم وَ لَن یَتِرَکم اَعمالَکُم»(۲).
در آغاز لازم میدانم، به همهی شما میهمانان عزیز، رؤسای محترم مجالس، رهبران گروههای مختلف فلسطینی، اندیشمندان، فرزانگان و شخصیّتهای برجستهی جهان اسلام و دیگر شخصیّتهای آزادیخواه، خوشامد بگویم و حضورتان در این نشست ارزشمند را گرامی بدارم.
قصّهی پُرغصّهی فلسطین و اندوه جانکاه مظلومیّت این ملّت صبور، بردبار و مقاوم، حقیقتاً هر انسان آزادیخواه و حقطلب و عدالتجو را میآزارد و درد و رنجی انبوه بر دل مینشاند. تاریخ فلسطین و اشغال ظالمانهی آن و آواره کردن میلیونها انسان و مقاومت دلیرانهی این ملّت قهرمان، پُر فرازونشیب است. کاوشی هوشمندانه در تاریخ نشان میدهد که در هیچ برههای از تاریخ، هیچیک از ملّتهای جهان با چنین رنج و اندوه و اقدامی ظالمانه مواجه نبودهاند که در یک توطئهی فرامنطقهای، کشوری به طور کامل اشغال شود و ملّتی از خانه و کاشانهی خود رانده شوند و به جای آنان، گروهی دیگر از جای جای جهان بدانجا گسیل شوند؛ موجودیّتی حقیقی نادیده گرفته شود و موجودیّتی جعلی بر جای آن بنشیند، امّا این نیز یکی از صفحات ناپاک تاریخ است که همچون دیگر صفحات آلوده، با اذن خدای متعال و یاری او بسته خواهد شد؛چه آنکه: إِنَّ الْبَاطِلَ کانَ زَهُوقًا.(۳) وَ قال: اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبَادِیَ الصَّٰلِحُون.(۴)
کنفرانس شما در یکی از سختترین شرایط جهانی و منطقهای برگزار میشود. منطقهی ما که همواره پشتیبان ملّت فلسطین در مبارزات آن علیه یک توطئهی جهانی بوده است، این روزها دستخوش ناآرامی و بحرانهای متعدّد است. بحرانهای موجود در چندین کشور اسلامی منطقه موجب شده است تا حمایت از مسئلهی فلسطین و آرمان مقدّس آزادی قدس کمرنگ شود. توجّه به نتیجهی این بحرانها، به ما تفهیم میکند که قدرتهای سودبرنده از آن کدامند. آنانی که رژیم صهیونیستی را در این منطقه به وجود آوردند تا از طریق تحمیل یک درگیری طولانیمدّت، مانع از ثبات و استقرار و پیشرفت منطقه شوند، اینک نیز در پسِ فتنههای موجود قرار دارند. فتنههایی که موجب شده است تا توانمندیهای ملّتهای منطقه در درگیریهای عبث و بیهوده به خنثی کردن یکدیگر مصروف شود و با فشل شدن همه، آنگاه فرصت برای قدرتگیری هرچه بیشتر رژیم غاصب صهیونیستی فراهم آید. همچنان در این میان، شاهد تلاش خیرخواهان و عقلا و حکمای امّت اسلامی هستیم که دلسوزانه در پی حلِّ این اختلافات هستند؛ امّا متأسّفانه، توطئههای پیچیدهی دشمن، توانسته است با بهرهگیری از غفلت برخی دولتها، جنگهای داخلی را بر ملّتها تحمیل کند و آنها را به جان یکدیگر بیندازد و تلاش این خیرخواهان امّت اسلامی را کم اثر کند. آنچه در این میان حائز اهمّیّت است، تضعیف جایگاه مسئلهی فلسطین و تلاش برای خروج آن از اولویّت است. باوجود اختلافاتی که کشورهای اسلامی با یکدیگر دارند که برخی از آنها طبیعی و برخی دیگر توطئهی دشمن و برخی دیگر ناشی از غفلت است، لیکن همچنان عنوان فلسطین میتواند و باید، محور وحدت همهی آنان باشد. یکی از دستاوردهای این نشست ارزشمند، مطرح کردن اولویّت نخست جهان اسلام و آزادیخواهان جهان، یعنی موضوع فلسطین و ایجاد فضای همدلی برای تحقّق هدف والای حمایت از مردم فلسطین و مبارزات حقطلبانه و عدالتجویانهی آنان است. هرگز نباید از اهمّیّت حمایت سیاسی از مردم فلسطین غافل بود که در جهان امروز از اولویّت ویژهای برخوردار است. ملّتهای مسلمان و آزادیخواه با هر سلیقه و روش، امّا میتوانند در یک هدف گرد هم آیند و آن فلسطین و ضرورت تلاش برای آزادی آن است. با پدیدار شدن نشانههای افول رژیم صهیونیستی و ضعفی که بر متّحدان اصلی آن بویژه ایالات متّحدهی آمریکا حاکم شده است، مشاهده میشود که اندک اندک، فضای جهانی نیز به سمت مقابله با اقدامات خصمانه و غیر قانونی و غیر انسانی رژیم صهیونیستی میل میکند، البتّه هنوز جامعهی جهانی و کشورهای منطقه نتوانستهاند به مسئولیّت خود در برابر این مسئلهی انسانی عمل کنند.
سرکوب وحشیانهی ملّت فلسطین، دستگیریهای گسترده، قتل و غارت، غصب سرزمینهای این ملّت و بنای شهرک در آنها، تلاش برای تغییر چهره و هویّت شهر مقدّس قدس و مسجدالاقصی و دیگر اماکن مقدّس اسلامی و مسیحی در آن، سلب حقوق اوّلیّهی شهروندان و بسیاری از مظالم دیگر همچنان ادامه دارد و از پشتیبانی همهجانبهی ایالات متّحدهی آمریکا و برخی دیگر از دولتهای غربی برخوردار است و متأسّفانه با عکسالعمل شایستهی جهانی مواجه نیست. ملّت فلسطین مفتخر است که خدای متعال بر آنان منّت گذارده و رسالت عظیم دفاع از این سرزمین مقدّس و مسجدالاقصی را بر دوش آنان نهاده است. این ملّت، راهی جز این ندارد که با اتّکال به پروردگار متعال و اتّکاء به توانمندیهای ذاتی خود، در صدد برآید تا شعلهی مبارزه را همچنان فروزان نگاه دارد و الحق که تاکنون چنین کرده است. انتفاضهای که اینک در سرزمینهای اشغالی برای سوّمین بار آغاز شده، مظلومتر از دو انتفاضهی گذشته، امّا درخشان و پُرامید در حرکت است و به اذن الله خواهید دید که این انتفاضه، مرحلهی بسیار مهمّی از تاریخ مبارزات را رقم خواهد زد و شکستی دیگر بر رژیم غاصب تحمیل خواهد کرد. این غدّهی سرطانی، از هنگام آغاز، مرحلهای رشد کرده و به بلای کنونی تبدیل شده و درمان آن نیز باید مرحلهای باشد، که چند انتفاضه و مقاومت پیگیر و مستمر توانسته است اهداف مرحلهای بسیار مهمّی را محقّق سازد و همچنان توفنده به پیش میتازد تا دیگر اهداف خود را، تا زمان آزادی کامل فلسطین محقّق سازد.
ملّت بزرگ فلسطین که بتنهایی، بار سنگین مقابله با صهیونیسم جهانی و حامیان قلدر آن را به دوش میکشد، صبور و بردبار، امّا مستحکم و استوار به تمامی مدّعیان فرصت داده است تا ادّعای خود را به محک تجربه بسپارند. آن روز که با ادّعای نادرست واقعبینی و ضرورت پذیرش حداقل حقوق برای جلوگیری از ضایع شدن آن، طرحهای سازش به طور جدّی مطرح شد، ملّت فلسطین و حتّی همهی جریانهایی که نادرستی این دیدگاه برایشان از پیش اثبات شده بود، به آن فرصت دادند. البتّه جمهوری اسلامی ایران، از همان ابتدا بر نادرستی این نوع روشهای سازشکارانه تأکید کرد و آثار زیانبار و خسارتهای سنگین آن را گوشزد نمود. فرصتی که به روند سازش داده شد، آثار مخرّبی در مسیر مقاومت و مبارزهی ملّت فلسطین به همراه داشت، امّا تنها فایدهی آن، اثبات نادرستی تصوّر واقع بینی در عمل بود. اساساً روش و طریقهی شکلگیری رژیم صهیونیستی به گونهای است که نمیتواند از توسعهطلبی و سرکوبگری و تضییع حقوق حقّهی فلسطینیان دست بردارد؛ زیرا موجودیّت و هویّت آن در گروِ نابودی تدریجی هویّت و موجودیّت فلسطین است. چه، آنکه موجودیّت نامشروع رژیم صهیونیستی، در صورتی قابلیّت استمرار خواهد داشت که بر ویرانههای هویّت و موجودیّت فلسطین بنا شود. به همین دلیل است که حفاظت از هویّت فلسطینی و پاسداری از همهی نشانههای این هویّتِ بر حق و طبیعی، امری واجب، ضروری و یک جهاد مقدّس است. تا وقتی که نام فلسطین، یاد فلسطین و شعلهی فروزان مقاومت همهجانبهی این ملّت برافراشته بماند، امکان ندارد که پایههای رژیم اشغالگر، مستحکم گردد.
مشکل روند سازش فقط در این نیست که با کوتاه آمدن از حقّ یک ملّت، به رژیم غاصب مشروعیّت میدهد،که خود خطائی بزرگ و نابخشودنی است، بلکه مشکل در آن است که اساساً هیچ تناسبی با شرایط کنونی مسئلهی فلسطین ندارد و خصلتهای توسعهطلبانه و سرکوبگرانه و آزمندانهی صهیونیستها را در نظر نمیگیرد؛ امّا این ملّت، با اغتنام فرصت توانسته است نادرستی ادّعای مدّعیان سازش را به اثبات رساند و در نتیجه، نوعی اجماع ملّی در مورد روشهای درست مبارزه برای احقاق حقوق حقّهی ملّت فلسطین شکل گرفته است.
اینک مردم فلسطین در کارنامهی سه دههی گذشتهی خود، دو الگوی متفاوت را تجربه کردهاند و میزان تناسب آن با شرایط خویش را دریافتهاند. در مقابل روند سازش، الگوی مقاومت قهرمانانه و مستمرِ انتفاضهی مقدّس قرار دارد که دستاوردهای عظیمی برای این ملّت داشته است. بیدلیل نیست که این روزها مشاهده میکنیم که از سوی مراکز معلومالحال، «مقاومت»، مورد هجوم و یا «انتفاضه»، مورد سؤال قرار میگیرد. از دشمن انتظاری جز این نیست؛ زیرا بهدرستیِ این راه و ثمربخش بودن آن وقوف کامل دارد؛ امّا گاه مشاهده میکنیم که برخی از جریانها و حتّی کشورهایی که در ظاهر ادّعای همراهی با مسئلهی فلسطین را دارند، ولی در حقیقت درصددند تا مسیر درست این ملّت را منحرف کنند، به مقاومت حمله میکنند. ادّعای آنان این است که مقاومت در پی چند دهه از عمر خود، هنوز نتوانسته است آزادی فلسطین را محقّق سازد؛ پس این روش نیازمند بازنگری است! در پاسخ باید گفت: درست است که مقاومت هنوز نتوانسته به هدف غائی خود یعنی آزادی کلِّ فلسطین دست یابد، لیکن مقاومت توانسته است مسئلهی فلسطین را زنده نگه دارد. باید دید اگر مقاومت نبود، اینک در چه شرایطی به سر میبردیم؟ مهمترین دستاورد مقاومت، ایجاد مانع اساسی در برابر پروژههای صهیونیستی است. موفّقیّت مقاومت، در تحمیل یک جنگ فرسایشی به دشمن است، یعنی توانسته برنامهی اصلی رژیم صهیونیستی را که سیطره بر کلِّ منطقه بود، به شکست بکشاند. در این روند، باید بحق، از اصل مقاومت و سلحشورانی که در دورههای مختلف و از همان ابتدای اجرای پردهی تأسیس رژیم صهیونیستی به مقاومت پرداختند و با تقدیم جان خود، پرچم مقاومت را برافراشته نگاه داشته و نسل به نسل آن را منتقل کردند، تجلیل شود. نقش مقاومت در دورههای بعد از اشغال بر کسی پوشیده نیست و یقیناً نمیتوان حتّی نقش مقاومت را در پیروزیِ ولو مختصرِ جنگ سال ۱۳۵۲ مصادف با ۱۹۷۳ میلادی نادیده انگاشت؛ و از سال ۱۳۶۱ مصادف با ۱۹۸۲ میلادی که عملاً بار مقاومت بر دوش مردم داخل فلسطین قرار گرفت، مقاومت اسلامی لبنان -حزبالله- از راه رسید تا یاریگر فلسطینیان در مسیر مبارزاتیشان باشد. اگر مقاومت، رژیم صهیونیستی را زمینگیر نکرده بود، اینک شاهد دستاندازی آن به دیگر سرزمینهای منطقه بودیم؛ از مصر گرفته تا اردن و عراق و خلیج فارس و غیره؛ آری این دستاورد بسیار مهم است، امّا این تنها دستاورد مقاومت نیست و آزادی جنوب لبنان و آزادی غزّه، تحقّق دو هدف مرحلهای مهم در روند آزادی فلسطین به شمار میرود که توانسته است روند گسترش جغرافیایی رژیم صهیونیستی را معکوس گرداند. از اوایل دههی ۶۰ هجری شمسی مصادف با دههی ۸۰ میلادی به بعد، دیگر نهتنها رژیم صهیونیستی قادر نبوده است به سرزمینهای جدیدی دستاندازی کند، بلکه عقبگرد آن با خروج ذلّتبار از جنوب لبنان آغاز شد و با خروج ذلّتبار دیگر از غزّه استمرار یافت. هیچکس نمیتواند منکر نقش اساسی و تعیینکنندهی مقاومت در انتفاضهی نخست باشد. در انتفاضهی دوّم نیز نقش مقاومت، اساسی و برجسته بود. انتفاضهای که در نهایت، رژیم صهیونیستی را وادار کرد تا از غزّه خارج شود. جنگ ۳۳ روزهی لبنان و جنگهای ۲۲ روزه، ۸ روزه و ۵۱ روزه در غزّه، همگی صفحات درخشانی از کارنامهی مقاومت است که موجب افتخار تمام ملّتهای منطقه، جهان اسلام و همهی انسانهای آزادیخواه جهان است.
در جنگ ۳۳ روزه، عملاً همهی راههای امدادرسانی به ملّت لبنان و مقاومان سلحشور حزبالله بسته شده بود، امّا به یاری خداوند و اتّکاء به نیروی عظیم مردم مقاوم لبنان، رژیم صهیونیستی و حامی اصلی آن یعنی ایالات متّحدهی آمریکا، شکست مفتضحانهای را متحمّل شدند که دیگر بهآسانی جرئت حمله به آن دیار را نخواهند کرد. مقاومتهای پی در پی غزّه، که اینک به قلعهی شکستناپذیر مقاومت مبدّل شده است، در طی چند جنگ پیاپی نشان داد که این رژیم، ضعیفتر از آن است که در مقابل ارادهی یک ملّت، توان ایستادگی داشته باشد. قهرمان اصلی جنگهای غزّه، ملّت سلحشور و مقاومی است که باوجود تحمّل چندین سال محاصرهی اقتصادی، امّا با اتّکاء به قدرت ایمان، همچنان از این قلعه دفاع میکند. جای آن دارد که از همهی گروههای مقاومت فلسطین، سرایا القدس از جنبش جهاد اسلامی، کتائب عزّالدّین قسّام از حماس، کتائب شهداء الاقصی از فتح و کتائب ابوعلی مصطفی از جبههی خلق برای آزادی فلسطین که نقش ارزشمندی در این جنگها داشتند، تقدیر به عمل آید.
میهمانان گرامی!
خطرات ناشی از حضور رژیم صهیونیستی هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد و لذا مقاومت باید از همهی ابزارهای لازم برای استمرار کار خود برخوردار باشد و در این مسیر، همهی ملّتها و دولتهای منطقه و همهی آزادیخواهان جهان وظیفه دارند نیازهای اساسی این ملّت مقاوم را تأمین کنند که بستر اصلی مقاومت، ایستادگی و پایداری ملّت فلسطین است که خودْ فرزندان غیور و مقاوم را پرورش داده است. تأمین نیازهای مردم فلسطین و مقاومت فلسطین، وظیفهای مهم و حیاتی است که همه باید به آن عمل کنیم. در این روند، نباید به نیازهای اساسی مقاومت در کرانهیِ باختری بیتوجّه بود که اینک بار اصلی انتفاضهی مظلوم را بر دوش میکشد. مقاومت فلسطین نیز باید با عبرتگیری از گذشتهی خود به این نکتهی مهم توجّه داشته باشد که «مقاومت» و «فلسطین»، ارزشمندتر و والاتر از آن است که در اختلافات میان کشورهای اسلامی و عربی و یا اختلافات داخلی کشورها و یا اختلافات قومی و مذهبی درگیر شود. فلسطینیان، بخصوص گروههای مقاومت باید قدر جایگاه ارزشمند خود را بدانند و به این اختلافات ورود نکنند. کشورهای اسلامی و عربی و همهی جریانهای اسلامی و ملّی، موظّفند در خدمت آرمان فلسطین قرار گیرند. حمایت از مقاومت، وظیفهی همهی ما است و هیچکس حق ندارد در برابر کمک، از آنان انتظار ویژهای داشته باشد. آری، تنها شرط کمک این است که این کمکها در جهت تقویت بُنیهی مردم فلسطین و ساختار مقاومت هزینه شود. پایبندی به اندیشهی ایستادگی در برابر دشمن و مقاومت در همهی ابعاد آن، ضامن استمرار این کمکها است. موضع ما نسبت به مقاومت یک موضع اصولی است و ربطی به گروه خاصّی ندارد. هر گروهی که در این مسیر استوار باشد، با او همراه هستیم و هر گروهی که از این مسیر خارج شود، از ما دور شده است. عمق رابطهی ما با گروههای مقاومت اسلامی فقط به میزان پایبندی آنان به اصل مقاومت مرتبط است.
نکتهی دیگری که باید به آن اشاره شود، اختلاف میان گروههای مختلف فلسطینی است. تفاوت دیدگاه به دلیل تنوّع سلیقه در میان مجموعهها امری طبیعی و قابل درک است و تا آنجا که در همین محدوده باقی بماند، چه بسا موجب همافزایی و غِنای هرچه بیشتر مبارزات مردم فلسطین شود، لیکن مشکل از زمانی آغاز میشود که این اختلافات، به نزاع و خدای ناکرده درگیری بینجامد؛ که در این صورت جریانهای مختلف، با خنثی کردن قدرت و توان یکدیگر، عملاً در مسیری گام برمیدارند که خواست دشمن مشترک همهی آنها است. مدیریّتِ اختلاف و تفاوت نگرش و سلیقه، هنری است که همهی جریانهای اصلی باید آن را به کار گیرند و به گونهای برنامههای مختلف مبارزاتی خود را برنامهریزی کنند که فقط به دشمن فشار آورد و موجب تقویت مبارزه شود. اتّحاد ملّی بر اساس برنامهی جهادی، ضرورتی ملّی برای فلسطین است که انتظار میرود همهی جریانهای مختلف در جهت عمل به خواست همهی مردم فلسطین برای تحقّق آن بکوشند.
مقاومت، این روزها با توطئهی دیگری نیز دست به گریبان است و آن تلاش دوستنمایانی است که میکوشند مقاومت و انتفاضهی مردم فلسطین را از مسیر خود منحرف ساخته و آن را هزینهی معاملات سرّی خود با دشمنان ملّت فلسطین بنمایند. مقاومت هوشمندتر از آن است که در این دام فروافتد؛ بویژه آنکه ملّت فلسطین رهبر حقیقی مبارزات و مقاومت است و تجارب گذشته نشان میدهد که این ملّت با درک دقیق از شرایط، مانع از اینگونه انحرافات میشود و اگر خدای ناکرده، جریانی از جریانهای مقاومت در این دام فروافتد، این ملّت همچون گذشته میتواند نیاز خود را بازتولید کند. اگر گروهی پرچم مقاومت را بر زمین بگذارد، یقیناً گروهی دیگر از دل ملّت فلسطین برمیآید و آن پرچم را در دست خواهد گرفت.
مطمئناً شما حضّار محترم، در این نشست، فقط به فلسطین خواهید پرداخت که متأسّفانه در چند سال اخیر، کوتاهیهایی در توجّه لازم و ضروری نسبت به آن صورت پذیرفته است. یقیناً بحرانهای موجود در جای جای منطقه و امّت اسلامی شایستهی توجّه است، لیکن آنچه موجب این گردهمایی است، مسئلهی فلسطین است. این اجلاس میتواند خود الگویی باشد تا با تأسّی به آن، رفتهرفته همهی مسلمانان و ملّتهای منطقه بتوانند با تکیه به اشتراکات خود، اختلافات را مهار کرده و با حلِّ تکتک آنها، موجبات تقویت هرچه بیشتر امّت محمّدی (صلواتاللهعلیه) را فراهم آورند.
در پایان لازم میدانم بار دیگر از حضور ارزشمند همهی شما میهمانان عالیقدر تشکّر کنم. همچنین از رئیس محترم مجلس شورای اسلامی و همکارانشان در مجلس دهم به دلیل زحمتی که برای تشکیل این کنفرانس انجام دادند، تشکّر میکنم. توفیق همهی شما را در خدمت به مسئلهی فلسطین به عنوان اصلیترین مسئلهی جهان اسلام و محور وحدت همهی مسلمانان و آزادگان جهان از درگاه ایزد منّان مسئلت دارم.
درود و رحمت خداوند نثار روح پُرفتوح همهی شهدای اسلام باد، بویژه شهدای والامقام مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی و نیز همهی رزمندگان صادق جبههی مقاومت و نیز روح مطهّر بنیانگذار جمهوری اسلامی که بیشترین اهتمام را به قضیّهی فلسطین مبذول داشت. موفّق و پیروز باشید.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
۱) سورهی آلعمران، آیهی ۱۳۹
۲) سورهی محمّد، آیهی ۳۵
۳) سورهی اسراء، بخشی از آیهی ۸۱
۴) سورهی انبیاء، بخشی از آیهی ۱۰۵

مقام معظم رهبری:من به یقین می گویم این شهید عزیز در بیداری حضرت زهرا(سلام الله علیها) را زیارت کرده...
سه شنبه 95/12/03
مقام معظم رهبری امام خامنه ای (مد ظله العالی) در لشکر فجر داشتند فیلم مصاحبه شهید اسلام نسب را نگاه می کرد، اسلام نسب نام حضرت زهرا(سلام الله علیها) را به زبان آورد،
آقا خیره به تصویر نگاه می کردو فرمودند:«بگو…بگو…»اما شهید موضوع را عوض کرد، حضرت آقا که منقلب شده بودند؛ فرمودند:من به یقین می گویم این شهید عزیز در بیداری حضرت زهرا(سلام الله علیها) را زیارت کرده.