روایت شهید مهدی زین الدین

چندتا از بچه ها در کنار آب جمع شده بودند

یکیشان برای تفریح تیراندازی میکرد توی آب

زین الدین سر رسید

گفت این تیرها بیت الماله

حرومش نکنین

جواب داد:به شما چه و با دست هلش داد

زین الدین که رفت

صادقی آمد و پرسید چیشده؟

بعد گفت:میدونی کیو هل دادی اخوی؟

دویده بود دنبالش برای عذرخواهی

که جوابش را داده بود:مهم نیست و من فقط امر به معروف کردم و گوش کردن و نکردنش دیگه با خودته

 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.